بیان مسئله:
زیارت اربعین، یکی از پرمعناترین و عمیقترین زیارتهای مأثوره از معصومان (ع) است که هر ساله با حضور میلیونی زائران در کربلا، جلوۀ عشق و ارادت به سیدالشهدا (ع) را به نمایش میگذارد.
این زیارت که در منابع معتبری چون «مصباح المتهجد» و «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی به نقل از صفوان بن مهران جمال از امام صادق (ع) نقل شده است، سرشار از مفاهیم بلند توحیدی، ولایی و عرفانی است که هر فراز آن، دریچهای از معرفت و بصیرت را به روی زائر میگشاید.
از سیادت و قیادت امام حسین (ع) تا حجت الهی بودن ایشان، و از وفا به عهد خداوند تا جهاد در راه او تا رسیدن به یقین، همگی در قالب عباراتی کوتاه اما پرمعنا، در این زیارت شریف به تصویر کشیده شده است.
پرسش از این فرازها و تأمل در معانی عمیق آنها، راهی است برای درک بهتر جایگاه والای امام حسین (ع) و آشنایی با آموزههای ناب اهل بیت (ع).
این مقاله، با بررسی شش فراز از زیارت اربعین (فرازهای یازدهم، چهاردهم، سی و دوم، سی و سوم، چهل و یکم و چهل و دوم)، در پی تبیین مفاهیم کلیدی همچون سیادت و قیادت، حجت الهی، وفا به عهد، جهاد در راه خدا، تسلیم و تبعیت از امام، و صلوات بر اهل بیت (ع) است و نشان خواهد داد که چگونه هر یک از این فرازها، زائر را به درک عمیقتری از جایگاه سیدالشهدا (ع) و وظایف خود در قبال ایشان رهنمون میسازد.
ضرور مسئله:
در دنیای امروز که مفاهیم اصیل اسلامی و معارف ناب اهل بیت (ع) در معرض تحریف و فراموشی قرار گرفته است، بازخوانی و تبیین فرازهای زیارتهای مأثوره به ویژه زیارت اربعین، ضرورتی انکارناپذیر است.
فرازهای این زیارت، با واژگان و تعابیر بلندی همچون «سیّداً من السادة»، «حجة علی الخلق»، «وفیت بعهد الله»، «جاهدت فی سبیله حتی أتاک الیقین»، «قلبی لقلبکم سلم و أمری لأمرکم متبع» و «صلوات الله علیکم»، به زیبایی، جایگاه والای امام حسین (ع) و وظایف مؤمنان در قبال ایشان را ترسیم میکند و نشان میدهد که چگونه این مفاهیم، میتوانند راهنمای مؤمنان در مسیر تقرب به خداوند و تبعیت از اهل بیت (ع) باشند.
همچنین، با توجه به گسترش پیادهروی اربعین و حضور میلیونی زائران از اقصی نقاط جهان، تبیین این فرازها و پیوند آنها با زیارت سیدالشهدا (ع)، میتواند به ارتقاء کیفیت معنوی این سفر کمک کرده و زائران را با ابعاد عمیقتری از این حماسه آشنا سازد. این مقاله، با بررسی شش فراز از زیارت اربعین، گامی در جهت تبیین این مفاهیم و پاسخگویی به نیازهای فکری و اعتقادی جامعه امروز خواهد بود.
اهداف مقاله:
در این مقاله، با بررسی و تحلیل شش فراز از زیارت اربعین (فرازهای یازدهم، چهاردهم، سی و دوم، سی و سوم، چهل و یکم و چهل و دوم)، به تبیین مفاهیم کلیدی همچون سیادت و قیادت امام حسین (ع)، حجت الهی بودن ایشان، وفا به عهد خداوند، جهاد در راه او تا رسیدن به یقین، تسلیم قلب و تبعیت از امر امام، و صلوات بر اهل بیت (ع) پرداخته خواهد شد و نقش این مفاهیم در نظام ولایت الهی و تقرب به خداوند مورد بررسی قرار میگیرد.
همچنین، با استناد به آیات قرآن و روایات معصومان (ع)، جایگاه والای امام حسین (ع) به عنوان سید، قائد، حجت و حبیب خداوند تبیین شده و پیوند این مفاهیم با زیارت اربعین و نقش آن در هدایت و روشنگری جامعه امروز، استخراج خواهد گردید. در نهایت، پیامهای این فرازها برای نسل امروز و وظایف مؤمنان در قبال این میراث عظیم، تبیین میشود
اربعین و شش پرسش ماندگار از ولایت و حجت تا جهاد و صلوات
فراز سی و دوم: «وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ»سوال: منظور از «وفا به عهد خدا» در فراز سی و دوم زیارت اربعین چیست و امام حسین (ع) چگونه به این عهد الهی وفا کردند؟
پاسخ:
۱. جایگاه وفا به عهد در قرآن و اسلام
وفا به عهد و پیمان، از مهمترین آموزههای اسلامی است که قرآن کریم بارها بر آن تأکید کرده است. خداوند خود را با این صفت ستوده و میفرماید: «وَ مَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ» (۱)؛ «و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟!».
وفا به عهد و پیمان حتی نسبت به مشرکان نیز لازم است و خداوند میفرماید: «فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَی مُدَّتِهِمْ» (۲)؛ «پیمان آنها را تا پایان مدّتشان محترم بشمرید».
امام صادق (ع) نیز در روایتی، وفا به عهد را از سه چیزی میدانند که خداوند در آنها به هیچ کس اجازه مخالفت نداده است: «ثَلَاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِأَحَدٍ فِیهِنَّ رُخْصَةً: أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْنِ» (۳)؛
«سه چیز است که خدای عزّوجل درباره آنها به هیچ کس اجازه مخالفت نداده است: ادای امانت نسبت به انسان خوب و بد، وفای به عهد و پیمان نسبت به انسان خوب و بد و نیکی به پدر و مادر چه خوب باشند و چه بد».
عهدشکنان در قرآن مورد لعنت و عذاب الهی قرار گرفتهاند: «وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ... أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» (۴)؛ «آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن میشکنند... لعنت برای آنهاست و بدی و مجازات سرای آخرت».
۲. سه گونه عهد و پیمان در قرآن
از قرآن و روایات به دست میآید که عهد و پیمان سه گونه است:
اول: عهد خداوند با همه بندگان – خداوند از همه انسانها عهد گرفته است که شیطان را نپرستند و تنها او را بپرستند: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ... وَ أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ» (۵)؛ «آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید... و اینکه مرا بپرستید که راه مستقیم این است؟!». این عهد، چه از طریق فطرت، عقل یا عالم ذر گرفته شده باشد، بر همه انسانها لازم الوفا است.
دوم: عهد مردم با یکدیگر – رسول اکرم (ص) میفرماید: «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلْیَفِ إِذَا وَعَدَ» (۶)؛ «کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، باید به وعدهاش وفا کند». شعر معروف نیز بر این معنا تأکید دارد: «وعده منما چون تویی پیمانگسل / عهد بندی و شوی آخر خجل».
سوم: عهد امامت و رهبری – این عهد، ویژه پیامبران و امامان معصوم (ع) است. در آیه ۱۲۴ سوره بقره، خداوند به حضرت ابراهیم (ع) میفرماید: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» و در پاسخ به درخواست ایشان برای امامت از دودمانش، میفرماید: «لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (۷)؛ «پیمان من، به ستمکاران نمیرسد». این عهد، همان امامت و رهبری الهی است که تنها به بندگان پاک و معصوم خداوند عنایت میشود.
۳. وفای امام حسین (ع) به عهد امامت
زائر در فراز سیودوم زیارت اربعین میگوید: «وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ»؛ «گواهی میدهم که تو به عهد و پیمان الهی وفا کردی». منظور از این عهد، همان مقام و مسئولیت امامت و رهبری بر مردم است.
امام حسین (ع) به عنوان امام معصوم، این مسئولیت الهی را به بهترین شکل به انجام رساند و تا آخرین لحظه عمر شریفش در این عهد ثابتقدم بود. کلمه «وفیت» از ماده «وفا» به معنای پایداری و استمرار و ثابتقدم بودن است و امام حسین (ع) هر آنچه برای این عهد الهی لازم بود، از جان و مال و فرزندان و یاران، همه را نثار نمود و از هیچ فداکاری دریغ نکرد.
۴. وفای امام حسین (ع) در بذل جان
وفای امام حسین (ع) به عهد الهی، در بذل جان و فداکاری در راه خدا به اوج خود رسید. ایشان با آگاهی کامل از سرنوشت خود و با وجود اینکه میدانست در کربلا به شهادت خواهد رسید، از مسیر حق منحرف نشد و تا آخرین قطره خون خود، بر عهد خویش استوار ماند.
این وفاداری، الگویی کامل برای همه مؤمنان است که باید در راه اهداف الهی، ثابتقدم و استوار باشند و هیچگاه از انجام وظیفه خود، هرچند با فداکاریهای بزرگ همراه باشد، دریغ نکنند. شهادت امام حسین (ع) در روز عاشورا، عالیترین تجلی وفا به عهد الهی است که در طول تاریخ بینظیر مانده است و زائران اربعین با قرائت این فراز، در حقیقت بر این وفاداری صحه میگذارند و با امام خود همصدا میشوند.
ارجاعات:
(۱) قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۱۱۱
(۲) قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۴
(۳) الکافی، ج ۲، ص ۱۶۲
(۴) قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۲۵
(۵) قرآن کریم، سوره یس، آیات ۶۰-۶۱
(۶) الکافی، ج ۲، ص ۳۶۴
(۷) قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۲۴
فراز سی و سوم: «وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّی أَتَاکَ الْیَقِینُ»
سوال: منظور از «جهاد تا رسیدن به یقین» در فراز سی و سوم زیارت اربعین چیست و امام حسین (ع) چگونه این جهاد را در طول حیات خود به انجام رساندند؟
پاسخ:
۱. مفهوم جهاد و یقین در قرآن
جهاد در لغت به معنای کوشش، تحمل مشقت و جنگ در راه خداست. منظور از «یقین» در این فراز، به قرینه آیه ۹۹ سوره حجر، مرگ است. خداوند به پیامبر (ص) میفرماید: «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ» (۱)؛ «و پروردگارت را عبادت کن تا مرگ تو فرا رسد».
مرگ را از آن جهت «یقین» نامیدهاند که امری مسلم و قطعی است و انسان در آن نمیتواند تردید کند و یا اینکه هنگام مرگ، پردهها کنار میرود و حقایق برای انسان آشکار میشود. زائر با این فراز، اقرار میکند که امام حسین (ع) مجاهدت در راه خدا را پیوسته ادامه داد تا به شهادت نائل شد. در زیارت مطلقه نیز آمده است: «وَ جَاهَدْتَ الْمُلْحِدِینَ» (۲)؛ «گواهی میدهم تو با ملحدان و کافران جهاد کردی».
۲. جایگاه جهاد در اسلام و سیره اهل بیت (ع)
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَ جَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» (۳)؛ «و در راه خدا جهاد کنید، و حقّ جهادش را ادا نمایید». در زیارت جامعه نیز میخوانیم: «وَ جَاهَدْتُمْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» (۴)؛ «شما اهل بیت (ع) با دشمن در راه خدا آنچنان که سزاوار جهاد است، جهاد کردید».
بنابراین یکی از مصادیق این آیه، امام حسین (ع) است. امیرالمؤمنین (ع) در این باره میفرماید: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَی وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَةُ» (۵)؛ «همانا جهاد یکی از درهای بهشت است، که خداوند آن را برای اولیای خاص خود گشوده است، جهاد لباس تقوی و زره استوار خداوند و سپر محکم اوست».
۳. جهاد امام حسین (ع) در دوران خلافت امیرالمؤمنین (ع)
امام حسین (ع) از همان زمانی که مردم با امیرالمؤمنین (ع) بیعت کردند، از بهترین مجاهدین به حساب میآمدند. ایشان در تمام حوادث تلخ دوران خلافت پدر، از جمله سه جنگ داخلی بزرگ (جمل، صفین و نهروان)، سایه به سایه پدر حرکت میکرد و در امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، قضایی و نظامی در صف اول یاران قرار داشت. ابن ابیالحدید، دانشمند معروف اهل تسنن مینویسد: در جنگهای بزرگ همچون جنگ جمل، امام حسن و امام حسین (ع) همیشه همراه حضرت علی (ع) بودند و در رکابش هماهنگ با هم حمله میکردند (۶). آن دو بزرگوار گاهی به پدر عرض میکردند که ما نگران جانتان هستیم و شما حمله نکنید و ما شما را کفایت میکنیم.
۴. نقش امام حسین (ع) در فتح شریعه فرات در جنگ صفین
در جنگ صفین، طولانیترین و بزرگترین جنگ امام علی (ع) با معاویه، سپاه معاویه شریعه فرات را که محل برگرفتن آب بود، تحت تصرف درآورد و سپاه امام علی (ع) در آن بیابان از دسترسی به آب محروم شدند. چندین گردان از سپاه علی (ع) برای گشودن آبراه حرکت کردند، ولی موفق نشدند.
در این هنگام، امام حسین (ع) که سی و سه سال داشت، پدر را اندوهگین دید و اجازه رفتن به جبهه را طلبید. حضرت علی (ع) اجازه دادند و امام حسین (ع) همراه جمعی از سواران به سوی قرارگاه ابوایوب اعور اسلمی حرکت کردند.
حمله آنها به قدری شدید بود که عرصه را بر سپاه دشمن تنگ کردند و ابوایوب و همراهانش گریختند و شریعه آب به دست امام حسین (ع) گشوده شد. این نخستین فتحی بود که در جنگ بزرگ و طولانی صفین به فرماندهی امام حسین (ع) انجام شد (۷).
۵. درس جهاد و استقامت برای مؤمنان
از این فراز از زیارت، درس مهمی برای مؤمنان گرفته میشود که در زمان اعلام جهاد از سوی امام زمان (عج) یا نائبشان (ولایت فقیه)، خود را در صف مجاهدین فی سبیل الله قرار دهند و در این زمینه کوتاهی نکنند.
رسول اکرم (ص) فرمودند: «فَمَنْ تَرَکَ الْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ذُلًّا وَ فَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَ مَحْقاً فِی دِینِهِ» (۸)؛ «هر که ترک جهاد کند، خداوند عزّوجل لباس خواری بر جان او پوشاند، زندگیش را دستخوش فقر سازد و دینش را از بین ببرد». امام حسین (ع) با جهاد مستمر خود از آغاز جوانی تا شهادت در کربلا، الگویی کامل از استقامت و پایداری در راه خدا برای همه مؤمنان به یادگار گذاشت.
ارجاعات:
(۱) قرآن کریم، سوره حجر، آیه ۹۹
(۲) زیارت مطلقه امام حسین (ع)
(۳) قرآن کریم، سوره حج، آیه ۷۸
(۴) مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره
(۵) الغارات (ط القدیمة)، ج ۲، ص ۳۲۶
(۶) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه
(۷) سیره چهارده معصوم، استشهاردی، ص ۳۲۱
(۸) الکافی، ج ۵، ص ۲
فراز چهل و یکم: «وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَا مَعَ عَدُوِّکُمْ»
سوال: منظور از تسلیم قلب، تبعیت از امر و آمادگی برای یاری اهل بیت (ع) در فراز چهل و یکم زیارت اربعین چیست و زائر چگونه میتواند این مفاهیم را در زندگی خود تحقق بخشد؟پاسخ:
۱. تسلیم قلب؛ هماهنگی باطن با اهل بیت (ع)
زائر در این فراز عرض میدارد: «وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ»؛ «قلبم که حکایت از باطنم میکند، تسلیم قلب شما ائمه اطهار (ع) است». یعنی من اراده و خواستهای از خود ندارم و هر چه شما بخواهید، من همان را میخواهم. قلب، محل خواستهها و آرزوهاست و اگر قلب و درون انسان هماهنگ با قلب امام باشد، در عمل و کردار نیز با او هماهنگ میشود.
بهترین اتحاد بین دو انسان، اتحاد و هماهنگی بین قلوب آنهاست و زمانی که دلها یکی باشد، اندوه دیگری اندوه او و شادی دیگری شادی او محسوب میشود و این نهایت تقرب بین دو انسان است. زائر باید قلبش هماهنگ با قلب امامش باشد و هرگز میل به چیزی پیدا نکند که امام به آن میل ندارد و اگر زائری میل به گناه داشته باشد، در حقیقت قلبش تسلیم قلب امام نیست.
۲. تبعیت از امر؛ هماهنگی در عمل و کردار
عبارت «وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ» اشاره به این دارد که زائر نه تنها در باطن و درون تسلیم اهل بیت (ع) است، بلکه در خارج و در عمل نیز تسلیم آنان است. یعنی هم در باطن با آنان متحد است و هم در خارج اراده و خواستهای از خود ندارد و هر چه آنان فرمان دهند، همان را انجام میدهد.
شیعه واقعی کسی است که هم در قلب و هم در عمل، تابع اهل بیت (ع) باشد و هیچگاه از مسیر آنان خارج نشود. این تبعیت، نه تنها در گفتار، بلکه در تمام شئون زندگی، از عبادت و معامله گرفته تا معاشرت و رفتار اجتماعی، باید جاری باشد.
۳. آمادگی برای یاری؛ انتظار عملی و مهیا بودن
زائر اعلام میکند: «وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ»؛ «من پیوسته آمادهام برای یاری شما تا زمانی که خداوند به شما اذن جهاد و عمل کردن را صادر کند». «مُعَدَّة» از ماده «عُدّه» به معنای آماده کردن است و به معنای مهیا و آماده شده میباشد.
از این فراز استفاده میشود که زائر باید منتظر و آماده برای ظهور امام زمان (عج) و رجعت امامان (ع) باشد و نباید فقط به صرف اعتقاد به رجعت قناعت کند، بلکه باید از همین الآن آماده و مهیا برای یاری آنان باشد. این آمادگی، هم آمادگی نظامی و هم آمادگی فرهنگی، اقتصادی و معنوی را شامل میشود و هر مؤمنی باید خود را در تمامی عرصهها برای یاری امام زمان (عج) مهیا سازد.
۴. همراهی با اهل بیت (ع)؛ تأکید بر وفاداری کامل
زائر با جمله «فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَا مَعَ عَدُوِّکُمْ» تأکید میکند که فقط با اهل بیت (ع) است و همراه آنان است و نه همراه دشمنانشان. این تأکید، نشان از وفاداری کامل و بیچونوچرای زائر به اهل بیت (ع) دارد.
در صلوات شعبانیه از امام سجاد (ع) آمده است: «الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِقٌ» (۱)؛ «هر کسی از آنان تقدم جوید، مرتد و کافر است و هر کسی از آنان عقب بیفتد، نابود است و هر کس ملازم با آنان باشد، پیوسته و ملحق به آنان است».
امیرالمؤمنین (ع) نیز فرمودند: «وَ خَلَّفَ فِینَا رَایَةَ الْحَقِّ مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زَهَقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ» (۲)؛ «بیرق حق را در میان ما گذاشت، کسی که از این بیرق پیشی گرفت از دین خارج شد و هر که از آن عقب ماند هلاک گشت و هر که ملتزم آن شد به حق پیوست».
۵. سه گروه مردم در برابر امام
مردم نسبت به امام خود به سه گروه تقسیم میشوند:گروه اول: اهل افراط – کسانی که از حق پیشی میگیرند، مانند خوارج یا کسانی که در عصر پیامبر (ص) هنگام افطار ایشان در سفر، گفتند ما چنین نخواهیم کرد و به نام «عُصاة» (گردنکشان) نامیده شدند. این دسته از گمراهان هستند.
گروه دوم: اهل تفریط – کسانی که چند قدمی به دنبال امام میروند، ولی تنبلی و سستی و هواپرستی آنها را از ادامه پیروی از حق بازمیدارد.
گروه سوم: ملازمان حق – کسانی که نه از امام در گفتار و سنت و عمل پیشی میگیرند و نه از او عقب میمانند، بلکه همیشه در مسیر امام حرکت میکنند تا به سرمنزل مقصود برسند. اینها شیعه واقعی و اهل نجات و سعادت هستند.
رسول اکرم (ص) فرمودند: «إِنِّی وَ أَهْلَ بَیْتِی مُطَهَّرُونَ فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَخَلَّفُوا عَنْهُمْ فَتَزِلُّوا وَ لَا تُخَالِفُوهُمْ فَتَجْهَلُوا... فَاتَّبِعُوا الْحَقَّ وَ أَهْلَهُ حَیْثُ کَانَ» (۳)؛
«من و اهل بیتم از هر نظر پاک و پاکیزهایم؛ بنابراین، بر آنها پیشی نگیرید، که گمراه میشوید و از فرمان آنها تخلّف نکنید، که لغزش خواهید داشت و با آنها مخالفت نکنید، که گرفتار نادانی میشوید... بنابراین، از حق و اهل حق پیروی کنید، هر جا که باشند». در زیارت جامعه نیز زائر اقرار میکند: «فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَا مَعَ غَیْرِکُمْ»؛ «پس با شمائیم، با شمائیم نه با دشمنان شما». چرا که راه نجات و سعادت چیزی جز این نیست.
ارجاعات:
(۱) مفاتیح الجنان، صلوات شعبانیه
(۲) نهج البلاغه، خطبه ۱۰۰
(۳) بحار الأنوار، ج ۲۳، ص ۱۳۰
فراز چهل و دوم: «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ»
سوال: منظور از درود و صلوات بر تمام ابعاد وجودی اهل بیت (ع) در فراز پایانی زیارت اربعین چیست و چه برکاتی برای صلواتفرستنده به همراه دارد؟
پاسخ:
۱. صلوات؛ درخواست رحمت و برکت از خداوند
صلوات در لغت به معنای درود، رحمت و برکت است و هنگامی که از سوی خداوند بر کسی نازل میشود، به معنای افاضه رحمت و برکت ویژه است. زائر در فراز پایانی، صلوات و درود را از ناحیه پروردگار عالم بر ذوات مقدس ائمه اطهار (ع) درخواست میکند و این درخواست، نشان از عظمت و والایی مقام اهل بیت (ع) دارد.
۲. گستردگی صلوات؛ شامل تمام ابعاد وجودی اهل بیت (ع)
زائر در این فراز، صلوات را محدود نکرده و آن را وسیع قرار داده است و از خداوند تقاضا میکند که این صلوات و درود شامل «أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ» (ارواح و اجساد مطهر شما)، «شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ» (زمانی که در بین مردم حاضر هستید و زمانی که به حسب ظاهر حضور ندارید)، «ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ» (ظاهر و باطن شما) بشود.
این جامعیت در درخواست صلوات، نشان از آن دارد که زائر به همه ابعاد وجودی امامان معصوم (ع) توجه دارد و برای همه آنها از خداوند طلب رحمت و برکت میکند. این صلوات، هم شامل دوران حیات ظاهری و هم شامل عالم برزخ و قیامت میشود و نشان از ارتباط همیشگی و ناگسستنی زائر با اهل بیت (ع) دارد.
۳. جایگاه صلوات در قرآن و سیره معصومان (ع)
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً» (۱)؛ «همانا خدا و فرشتگانش همواره بر پیامبر (ص) درود میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم فرمان او باشید». فعل مضارع «یُصَلُّونَ» نشان از تداوم و استمرار این صلوات دارد.
پیامبر اکرم (ص) نیز فرمودند: «لا تُصَلُّوا عَلَیَّ الصَّلاةَ الْبَتْراءَ... بَلْ قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ» (۲)؛ «هرگز بر من صلوات ناقص نفرستید... بلکه بگوئید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد». بنابراین صلوات کامل، شامل آل محمد (ع) نیز میشود و در تشهد نماز نیز واجب است و اگر گفته نشود، نماز باطل میشود.
۴. برکات و ثمرات صلوات بر محمد و آل محمد (ص)
در روایات، برکات زیادی برای صلوات ذکر شده است از جمله:
۱. پاک شدن از گناه: امام رضا (ع) فرمودند: «مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً» (۳)؛ «هر که نمیتواند کاری کند که به سبب آن گناهانش پاک شود، بر محمد و خاندان او بسیار درود فرستد، زیرا صلوات گناهان را ریشهکن میکند».
۲. اجابت دعا: امام صادق (ع) فرمودند: «لَا یَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّی یُصَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» (۴)؛ «دعا پیوسته در حجاب است تا آن که بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود».
۳. رفع نفاق: رسول اکرم (ص) فرمودند: «الصَّلَاةُ عَلَیَّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِی تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ» (۵)؛ «صلوات فرستادن بر من و اهل بیتم نفاق را از بین میبرد».
۴. سلامتی و عافیت: رسول اکرم (ص) فرمودند: «مَنْ صَلَّی عَلَیَّ مَرَّةً فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ بَاباً مِنَ الْعَافِیَةِ» (۶)؛ «هر کسی یک بار بر من صلوات فرستد، خداوند دری از عافیت به رویش بگشاید».
۵. سنگینی اعمال در قیامت: امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) فرمودند: «أَثْقَلُ مَا یُوضَعُ فِی الْمِیزَانِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الصَّلَاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ» (۷)؛ «سنگینترین عملی که در روز قیامت در ترازوی اعمال گذاشته میشود، درود بر محمد و اهل بیت اوست».
۶. روشنایی در صراط: رسول اکرم (ص) فرمودند: «الصَّلَاةُ عَلَیَّ نُورٌ عَلَی الصِّرَاطِ» (۸)؛ «درود فرستادن بر من، نوری است بر روی صراط».
۵. داستان پندآموز از برکت صلوات
شخص فقیری خدمت رسول اکرم (ص) رسید و از تنگدستی شکایت کرد. حضرت فرمودند: «صلوات بسیار بر من و آل من بفرست تا خدا روزی تو را از آسمان برساند و تو را توانگر گرداند».
آن مرد مداومت بر صلوات نمود. روزی گذرش به ویرانهای افتاد و سبویی پر از زر سرخ یافت. پس از ماجرایی، آن زر به خانهاش رسید و یهودی همسایه با مشاهده این معجزه، مسلمان شد (۹). این داستان، نشان از برکت عظیم صلوات در گشایش روزی و رفع فقر دارد.
۶. نیاز همیشگی انسان به فضل و رحمت الهی
انسان برای به دست آوردن هر نعمتی نیازمند فضل و رحمت الهی است و نیز برای بقا و ادامه آن نعمت، نیاز به لطف و عنایت خدا دارد تا سبب عجب و تکبر و معصیت او نشود.
خداوند میفرماید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» (۱۰)؛ «ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید، تنها خداوند است که بینیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است». زائر در پایان زیارت با گفتن «آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ»، درخواست خود را کامل میکند و از خداوند میخواهد که دعای او را مستجاب فرماید و این نشان از تواضع و فروتنی زائر در برابر پروردگار عالم دارد.
ارجاعات
(۱) قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۵۶
(۲) مکاتیب الرسول (ص)، ج ۱، ص ۵۵۵
(۳) بحار الأنوار، ج ۹۱، ص ۴۷
(۴) الکافی، ج ۲، ص ۴۹۱
(۵) الکافی، ج ۲، ص ۴۹۲
(۶) بحار الأنوار، ج ۹۱، ص ۶۳
(۷) بحار الأنوار، ج ۹۱، ص ۴۹
(۸) مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۳۵
(۹) وظائف الشیعه، ص ۳۴
(۱۰) قرآن کریم، سوره فاطر، آیه ۱۵
فراز یازدهم: «وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ»
سوال: منظور از «سیداً من السادة» و «قائداً من القادة» در فراز یازدهم زیارت اربعین چیست و امام حسین (ع) چگونه به این مقامات والا دست یافتند؟پاسخ:
۱. معنای سیادت و قیادت در لغت و اصطلاح
«سیّد» در لغت به معنای سرور، آقا، بزرگ و رهبر است و «قائد» به معنای پیشوا و رهبر میباشد که جمع آن «قادة» است. خداوند در این فراز، امام حسین (ع) را به عنوان سروری از سروران و پیشوایی از پیشوایان معرفی میکند.
پیامبر اکرم (ص) نیز مکرراً فرمودند: «الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ هُمَا رَیْحَانَتَایَ مِنَ الدُّنْیَا» (۱)؛ «حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشتند، آنها دو گل خوشبوی من در دنیا میباشند». این سیادت و بزرگی که خداوند به امام حسین (ع) عنایت فرموده، بیشمار است و در ابعاد گوناگونی تجلی یافته است.
۲. مصادیق سیادت و بزرگی امام حسین (ع)
۱. بزرگی در حسب و نسب: امام حسین (ع) از بزرگترین خاندانهای عالم است. جدّشان رسول اکرم (ص) خاتم النبیین، جدّهشان حضرت خدیجه (س)، پدرشان امیرالمؤمنین (ع) سید الوصیین و مادرشان فاطمه زهرا (س) سیده النساء العالمین میباشند (۲). این نسب شریف، ایشان را در بالاترین درجه شرافت و بزرگی قرار داده است.
۲. مقام عصمت و طهارت: امام حسین (ع) از هرگونه آلودگی و گناه معصوم و پاک است و این مقام، ایشان را از سایر انسانها متمایز میسازد.
۳. مقام سیدالشهداء: امام حسین (ع) به عنوان سرور شهیدان، مقامی بینظیر در تاریخ دارد که هیچ شهیدی به پای ایشان نمیرسد.
۴. شفاء در تربت: خداوند شفاء را در تربت امام حسین (ع) قرار داده است. در روایت آمده است که شخصی به امام صادق (ع) عرض کرد که بسیاری از داروها را خورده ولی نتیجه نگرفته است. حضرت فرمودند: تربت جدم أبا عبدالله را بگیر و این دعا را بر آن بخوان که شفا در آن است (۳).
۵. جواز خوردن تربت: امام کاظم (ع) فرمودند: «لَا تَأْخُذُوا مِنْ تُرْبَتِی شَیْئاً لِتَتَبَرَّکُوا بِهِ فَإِنَّ کُلَّ تُرْبَةٍ لَنَا مُحَرَّمَةٌ إِلَّا تُرْبَةَ جَدِّیَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَهَا شِفَاءً لِشِیعَتِنَا وَ أَوْلِیَائِنَا» (۴)؛ «از تربت من برای تبرّک چیزی بر ندارید، زیرا خوردن تربت ما حرام است مگر تربت جدّم حسین بن علی (ع) زیرا خداوند تعالی در این تربت برای شیعیان و دوستان ما شفاء قرار داده است».
۶. قرار دادن امامت در نسل و ذریه: خداوند امامت را در نسل و ذریه امام حسین (ع) قرار داد و همه امامان معصوم بعد از ایشان، از نسل آن حضرت هستند.
۷. استجابت دعا زیر قبه: دعا کردن در آستان با عظمت امام حسین (ع) بسیار مهم است. امام هادی (ع) به ابو جعفری فرمودند که شخصی را به حائر بفرستد تا برایش دعا کند و در پاسخ به اعتراض علی بن بلال که حضرت خودشان از حائر افضل هستند، فرمودند که خداوند بقاع و مواضعی دارد که میخواهد در آن جاها خوانده شود تا دعای دعاکننده مستجاب فرماید و حائر از جمله این مواضع است (۵).
۸. دارا بودن تمام صفات حمیده: امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «أَرْبَعُ خِصَالٍ یَسُودُ بِهَا الْمَرْءُ الْعِفَّةُ وَ الْأَدَبُ وَ الْجُودُ وَ الْعَقْلُ» (۶)؛ «چهار خصلت است که انسان بوسیله آن سرور و آقا میشود: عفت، ادب، بخشندگی و خردمندی». امام حسین (ع) نه تنها این صفات را به طور کامل داشتند، بلکه بقیه صفات حمیده را نیز به طور کامل و اکمل دارا بودند.
۳. جایگاه والای مقام سیادت در قرآن
مقام سیادت، مقامی بسیار عظیم است. خداوند درباره حضرت یحیی (ع) میفرماید: «فَنَادَتْهُ الْمَلَائِکَةُ وَ هُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَى مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ» (۷)؛ «و هنگامی که او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود، فرشتگان او را صدا زدند که: خدا تو را به یحیی بشارت میدهد، کسی که کلمه خدا، مسیح را تصدیق میکند و سیّد و رهبر خواهد بود و از هوسهای سرکش برکنار، و پیامبری از صالحان است».
در این آیه، واژه «سیّد» بر «حصور» و «نبی» مقدم شده است که نشان از عظمت مقام سیادت دارد. حنان بن سدیر از امام صادق (ع) پرسید: در زیارت امام حسین (ع) چه میفرمایید؟ حضرت فرمودند: «زُرْهُ وَ لَا تَجْفُهُ فَإِنَّهُ سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ شَبِیهُ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا وَ عَلَیْهِمَا بَکَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ» (۸)؛ «آن حضرت را زیارت کن و جفا منما، زیرا او سرور شهیدان و سرور جوانان اهل بهشت و شبیه به یحیی بن زکریا (ع) است و بر آن دو بزرگوار آسمان و زمین گریستند».
۴. مقام قیادت و پیشوایی امام حسین (ع)
خداوند امام حسین (ع) را پیشوایی از پیشوایان اسلام قرار داد. پیشوا به دو قسم تقسیم میشود: پیشوای کفر که انسانها را به راه کفر و معصیت و باطل میبرد و پیشوای حق که مردم را به حق، توحید، قرآن، اسلام و عدالت هدایت و راهنمایی میکند.
در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «السَّلَامُ عَلَی الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ» (۹)؛ «سلام بر امامان دعوتکننده به حق و پیشوایان هدایتکننده به حق و حقیقت».
امام حسین (ع) از جمله پیشوایانی است که مردم را به حق و حقیقت دعوت نمود و آنچنان به دعوت خود ادامه داد تا اینکه شربت شهادت در راه حق نوشید. ایشان با قیام عاشورا، نه تنها خود به مقام والای سیادت و قیادت دست یافت، بلکه الگویی جاودانه برای تمام آزادگان تاریخ شد.
ارجاعات:
(۱) سیره چهارده معصوم، ص ۲۴۳
(۲) سیره چهارده معصوم، ص ۲۴۳
(۳) الامالی للطوسی، ص ۳۱۸
(۴) عیون الاخبار الرضا (ع)، ج ۱، ص ۱۰۴
(۵) بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۱۱۴
(۶) بحار الأنوار، ج ۱، ص ۹۴
(۷) قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۳۹
(۸) بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۵
(۹) مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره
فراز چهاردهم: «وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ»
سوال: منظور از «حجت» بودن امام حسین (ع) در فراز چهاردهم زیارت اربعین چیست و جایگاه حجت الهی در نظام آفرینش چگونه است؟پاسخ:
۱. معنای حجت در لغت و اصطلاح
«حجّت» در لغت به معنای غلبه، قصد، برهان و دلیل آمده است. راغب میگوید: «حجّت» دلیلی است که مقصود را روشن میکند. در اصطلاح اسلامی، حجت به کسی گفته میشود که خداوند او را به عنوان راهنما و دلیل روشن بر بندگان خود قرار داده است.
در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «وَ حُجَجِ اللَّهِ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ» (۱)؛ «درود بر شما ای حجّتهای خدا بر اهل دنیا و آخرت». ائمه اطهار (ع) حجّت و راهنما بر همه خلق، اعم از ملائکه و انس و جن هستند.
۲. حجت؛ واسطه میان خدا و خلق
امام صادق (ع) میفرمایند: «الْأَوْصِیَاءُ هُمْ أَبْوَابُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الَّتِی یُؤْتَی مِنْهَا وَ لَوْلَاهُمْ مَا عُرِفَ اللَّهُ» (۲)؛ «اوصیاء پیامبر (ص) همان ابواب خداوند عزّوجل هستند که از ناحیه آنها به حضرت او توجه شود، اگر آنها نبودند، خدا شناخته نمیشد و خدا به وسیله آنها بر خلق خود اتمام حجت کرده است».
امام باقر (ع) نیز فرمودند: «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ، وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ، وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ» (۳)؛ «به وسیله ما خدا پرستیده شد و به وسیله ما خدا شناخته شد و به وسیله ما خداوند به یگانگی دانسته شد».
امام صادق (ع) نیز فرمودند: «وَ لَوْلَا نَحْنُ مَا عُبِدَ اللَّهُ» (۴)؛ «اگر ما نبودیم خدا عبادت نمیشد». این روایات نشان میدهد که ائمه (ع) واسطه فیض الهی و شناخت خداوند هستند.
۳. صفات و جایگاه حجت الهی
امام رضا (ع) میفرمایند: «الْإِمَامُ أَمِینُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ، وَ حُجَّتُهُ عَلَی عِبَادِهِ، وَ خَلِیفَتُهُ فِی بِلَادِهِ، وَ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ، وَ الذَّابُّ عَنْ حُرَمِ اللَّهِ» (۵)؛ «امام امین خدای عزّوجل است در میان خلقش و حجّت او است بر بندگانش و خلیفه او است در بلادش و دعوتکننده به سوی خدا و دفاعکننده از حریم خداوند است».
رسول اکرم (ص) نیز از قول جبرئیل از خداوند نقل میفرمایند که هر کس به وحدانیت خدا، رسالت پیامبر (ص)، خلافت امیرالمؤمنین (ع) و حجت بودن امامان از نسل ایشان اعتراف کند، مشمول رحمت و کرامت الهی خواهد شد (۶). این حدیث، نشان از عظمت مقام حجت الهی دارد که پذیرش آن، شرط ورود به بهشت و رستگاری است.
۴. حجت؛ پیوسته در زمین
امام صادق (ع) میفرمایند: «الْحُجَّةُ قَبْلَ الْخَلْقِ، وَ مَعَ الْخَلْقِ، وَ بَعْدَ الْخَلْقِ» (۷)؛ «حجّت خدا پیش از خلق بوده و با خلق باشد و بعد از خلق هم باشد».
امام علی (ع) نیز در دعای خود میفرمایند: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ لَا تُخْلِی أَرْضَکَ مِنْ حُجَّةٍ لَکَ عَلَی خَلْقِکَ» (۸)؛ «بار خدایا، به راستی تو زمین را از حجّت خود بر خلقت خالی نمیگذاری».
امام باقر (ع) فرمودند: «لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا کَمَا یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ» (۹)؛ «اگر به فرض محال امام یک ساعت از زمین برداشته شود، زمین بر اهل خود موج بردارد، چنانچه دریا با اهل خود موج بردارد».
امام صادق (ع) نیز فرمودند: «لَوْ لَمْ یَبْقَ فِی الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ» (۱۰)؛ «اگر در زمین نماند جز دو کس، باید یکی از آنها حجت باشد».
و در روایت دیگر فرمودند: «لَوْ کَانَ النَّاسُ رَجُلَیْنِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ... إِنَّ آخِرَ مَنْ یَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلَّا یَحْتَجَّ أَحَدٌ عَلَی اللَّهِ أَنَّهُ تَرَکَهُ بِغَیْرِ حُجَّةٍ» (۱۱)؛ «اگر تنها دو مرد در زمین باشند، باید یکی از آن دو امام باشد... به درستی که آخر کسی که بمیرد امام است تا کسی نماند که بر خدا عذر آورد که او را بی حجت واگذاشته است».
۵. درخواست معرفت حجت از خداوند
ابوحمزه میگوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: آیا زمین بی امام میماند؟ فرمود: «لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ» (۱۲)؛ «اگر زمین بی امام شود، اهل خود را در خود فرو برد و هلاک کند».
امام صادق (ع) نیز فرمودند: «مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلَّهِ فِیهَا الْحُجَّةُ یُعَرِّفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ یَدْعُو النَّاسَ إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ» (۱۳)؛ «زمین از حالی به حالی نگردد جز آنکه برای خدا در آن حجتی باشد، که حلال و حرام را به مردم بفهماند و ایشان را به راه خدا دعوت نماید».
انسان باید از خداوند بخواهد تا حجتش را به او معرفی کند، چرا که اگر انسان حجتهای الهی را بشناسد و به مقام و منزلت آنها پی ببرد، قطعاً از آنها پیروی میکند و هرگز از آنها جدا نمیشود.
در دعایی که امام صادق (ع) به ما تعلیم دادهاند، میخوانیم: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ... اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی» (۱۴)؛ «خدایا خود را به من بشناسان... خدایا حجّت خود را به من بشناسان، زیرا اگر تو حجّتت را به من نشناسانی، من از دینم گمراه شوم».
ارجاعات:
(۱) مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره
(۲) بحار الأنوار، ج ۲۳، ص ۱۹۳
(۳) الکافی، ج ۱، ص ۱۴۵
(۴) البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۲۹۴
(۵) الکافی، ج ۱، ص ۲۰۰
(۶) بحار الأنوار، ج ۲۷، ص ۱۱۹
(۷) الکافی، ج ۱، ص ۱۷۷
(۸) الکافی، ج ۱، ص ۱۷۸
(۹) الکافی، ج ۱، ص ۱۷۹
(۱۰) الکافی، ج ۱، ص ۱۷۹
(۱۱) الکافی، ج ۱، ص ۱۸۰
(۱۲) الکافی، ج ۱، ص ۱۷۹
(۱۳) الکافی، ج ۱، ص ۱۷۸
(۱۴) دعای زمان غیبت
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون